تبليغاتX
من از مصاحبت با آفتاب می آیم کجاست سایه؟ - 211 .
 دوشنبه 9 اردیبهشت1387
 

این یک گفت و گوی فوق العاده خصوصی است و تحت هیچ شرایطی نباید لو برود.البته زمان خاصی ندارد ، ولی چون در شرایط خاصی مجبور به این گفت و گو می شوم ، خیلی ها باور میکنند."خیلی ها" دو نفر هستند ، من و یک نفر دیگر.شاید کُلش فقط یک رَوش باشد ، نمیدانم ، در هر حال هر چه هست چیزی است که من بلدم با آن حرف بزنم. از نظر خودم ، هفت دَهُم ِ درصد از زبانم را مدیونش هستم.

معمولآ سر ظرف شستن پیش می آید.سر جارو کشیدن ، سر ِ چیزهای جزئی ولی کش پیدا میکند. آنقدر کش پیدا میکند تا برسد به چیزهای کلی.

آن هم از آن چیزهای کلی ای که جفت مان متنفریم ، از آن چیزهایی که یکدفعه به خودت میایی میبینی داری از برعکسش دفاع میکنی.

 

پ ن:

سلام آقای ها کردن/ صفحه ی ۵۴ ...

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 14:57  توسط (دختر نقاش)  |