سه عدد شاخه گل
روی گلدسته نور
در فضايی که ميان من و اندوه من است
با سه گلبرگ لطــــــــــيف
رنگ الماس و بلور
و دلی دوخته همراه نسيم
آسمان ابری نيست
و چراغ خورشيد روشن و سوزان است
من ولی
يک پرستو را
در ميان های و هوی بادها گم کردم !
"خانم همیشه"

پی نوشت ۱:
پدر ِ عالی مصرّانه در جهت تغییر منزل اقدام کرده اند ..!
پی نوشت ۲:
در حال جمع آوری لیست کتاب هستم ..!
کمک هم شدیدآ لازم است در این مورد ..!
پی نوشت ۳:
دو شنبه و سه شنبه ی عزیز را تا بعد از ظهر با وجود تپش قلب شدید و احتمال سرماخوردگی ِ شدیدتر سپری کردم ..!
واکسن سرماخوردگی هم , با ویروس های زمستانی خوب مقابله کرد , اما بد طوری در مقابل هوای ِ ناز ِ بهار کم آورد ..!
پی نوشت ۴:
دیدن اولین قاصدکهایِ بهار کلی لذّت بخش بود ..!
پی نوشت ۵:
اتفاقی خانم همیشه اقدام به سرودن شعر کردند و من هم که دوست جونشم برش داشتم ..!
...
چهره: معمولی __ رنگ پریده
دوشنبه 27 فروردین1386
بی تو
نه بوی خاک نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسکینم
چرا صدایم کردی
چرا؟
سراسیمه و مشتاق
سی سال بیهوده در انتظار تو ماندم و نیامدی
نشان به آن نشان که
که دو هزار سال از میلاد مسیح می گذشت
و عصر
عصر والیوم بود
و فلسفه بود
و ساندویچ دل و جگر
"حسین پناهی"
پی نوشت ۱:
این روزهایِ فرزند اول بهار شدید همرنگ فرزندان پاییز بودم ..!
رنگهایم از بس زبریِ قلم را خوردند عاصی شده اند از من و دستم ..!
پی نوشت ۲:
همیشه بهترین و مرتب ترین برنامه ها را من یا الهه تنظیم می کردیم ..!
اینبار با کلی هماهنگی برای عدم تداخل برنامه ی سفر که لزومی بود برای فاصله ی چند روزه از خانه و کاشانه و شهر ... تنها چیزی که حاصل شد ناهماهنگی ِ رجاء بود ..!
(نکته: من همچنان ترس از ارتفاع دارم ..!)
پی نوشت ۳:
راننده های تاکسی هم با این همه دغدغه بازی ِ شان گرفته ..!
مریم حیدرزاده می گذارد و آن وقت صد رحمت به حرکت لاک پشت ... و بعد جوادی یساری می گذارد و حوس قتل عمد به سرش می زند ..!
پی نوشت ۴:
همراهی ِ کوتاه یک ناشناخته از خویش و ما از دانشکده تا ۷حوض نتیجه ی خط خطی بود برای یک طرح تازه و شنایی در روانمان ..!
پی نوشت ۵:
کارم اینست که هر شب از ساعت 10 فیش ِتنها 2 بلند گویِ تلویزیون را که به لطف پدر ِ عالی پشت در اتاق بنده استقرار داده اند را بکشم ..!
اینجا همچنان دِنج است ..!
پی نوشت ۶:
هوس حذف اضطراری ِ درس ِ انقلاب را بد طوری دارم ..!
یا استاد محترمه غر غر می کند و صدای زنگ موبایل می شنود یا من دچار توهم شده م ..!
...
چهره: معمولی
پنجشنبه 23 فروردین1386
آن ها از طرف شمال صدای باد را شنیدند و می توانستند سبزه های بلندی را که در مقابل طوفان خم می شد ببینند. ناگهان صدای سوت تیزی هم از طرف جنوب شنیدند و وقتی چشم به آن طرف برگرداندند، دیدند که از آن طرف هم سبزه ها خم می شود.
"جادوگر شهر زمرد"
پی نوشت ۱:
تا پنج شنبه بیاد و من بخوام به روز کنم کلی دلم برای خودم و صحبت با شما تنگیده بود ..!
پی نوشت ۲:
یکشنبه ها و سه شنبه ها با وجود اینکه کلاسام حجم زیادی دارن و من معمولا آخرای ِ ساعت تَب میکنم , از خستگی و البته لبخند مداوم , اما خیلی خوشمزست ..!
پی نوشت ۳:
این دایناسوری که تو شِکم و دهانش یه خوک ِ ناز ِ صورتی هست , بد جوری داره از بالای مانیتور منُ نگاه می کنه ..!
پی نوشت ۴:
پوشیدن ِ کفش تخت هم مکافاتی شده ها ..!
هنوز در حال تمرینم ..!
(نکته: دیر یا زود بر میگردم سراغ وضعییت قبل..!)
پی نوشت ۵:
بلاخره اون پروژه ی مصر باستان ِ دبیرستانی , تو دانشگاه به درد یکی از محققینش خورد..!
بهاره داره از پروژه برای کنفرانس یکی از درساش استفاده می کنه ..!
پی نوشت ۶:
دستای مامان م دیگه احتیاج به عمل نداره ..!
هووووووووراااااااااا ..!
پی نوشت ۷:
طی یک هفته ی گذشته صحبت ِ خیلی از اطرافیان م در دنیای ِ حقیقی رو اعصابم بوده ..!
الانم گمان کنم اثراتش هنوز باقی مونده ..!
...
چهره : معمولی __ بدون لبخند
پنجشنبه 16 فروردین1386
مشکل ما این نیست که برای شیرین کردن ِ زندگی , معجزه نمی کنیم؛
مشکل ما این است که همانقدر که ویران می کنیم , نمی سازیم؛همانقدر
که کهنه می کنیم , تازگی نمی بخشیم؛همانقدر که دور می شویم , باز
نمی گردیم؛همانقدر که آلوده می کنیم , پاک نمی کنیم؛همانقدر که
تعّهدات و پیمان های نخستین خود را فراموش می کنیم, آنها را به یاد
نمی آوریم؛همانقدر که از رونق می اندازیم , رونق نمی بخشیم.مشکل
این است که از همه ی رویاهای خوش ِ آغاز , دور می شویم و این دور
شدن به معنای قبول ِ سلطه ی بی رحمانه ی زمان است.بر سر قول و
قرارهای نخستین نماندن , باور ِ پیر شدگی ِ روح است و خواجگی ِ عاطفه.
"یک عاشقانه ی آرام"
پی نوشت ۱:
بلاخره دید و بازدید ها , سفر و تعطیلات نوروزی تموم شد ..!
پی نوشت ۲:
اصلا تصورش رو نمی کردم که تلخی و بغض ِ آخر سال ۸۵ در سال ۸۶ هم ادامه داشته باشه ..!
پی نوشت۳:
دلم یه سورپرایز می خواد ..!
پی نوشت ۴:
در حال تمرین هستم تا ببینم تا چه زمانی می تونم با کفش ِ تخت راه برم ..!
...
چهره: معمولی _ آروم