موضوع پست امشب"سیگار" هست....
سیگار میکشی؟.....همیشه یا گاهی؟.........
تا حالا شده به این فکر کنی که بخوایی از این دوستت جدا بشی؟..........
امتحان کردی؟.......
((اگه پیشنهاد دیگه ای دارین که موثر تر هست ,حتما بگین.............))

ترک 30گار در 3سوت
خبرنگار :لطفا بفرماييد چگونه توانستيد همسرتان را به ترك سيگار وادار كنيد؟
- همون خانومه : من بعد از خوندن صحبتهاي معاون سلامت تصميم به وادار كردن شوهرم به ترك سيگار كردم و بسرعت برگه اي برداشتم و مطالب زير رو در اون نوشتم و به در يخچال چسبوندم.
از امروز تصميم گرفتم تو رو به ترك سيگار وادار كنم و به همين خاطر قوانين زير از همين الآن در خانه لازم الاجرا مي باشد:
- قانون شماره 1: هر روزي كه لباسهات بوي سيگار بده به يكي از مجازاتهاي زير (البته به انتخاب خودت) محكوم مي شوي :
.1) شستن ظرفهاي ناهار و شام
2) خوردن هفت هشت ضربه ملاقه به سرت.
3) دعوت مامانم اينا و داداشم اينا براي صرف ناهار(كه به احتمال ۹۹ درصد براي صرف شام هم مي مونند.)
تبصره: البته مورد شماره 1 انحرافيه و نمي توني اون رو انتخاب كني، چون تو اين كار رو نه به عنوان مجازات بلكه به اين خاطر كه وظيفه ات است هر روز انجام مي دي!!!
- قانون شماره 2: اگه توي جيبت كبريت يا سيگار پيدا كنم، يكي از چهار عمل زير رو باز هم به انتخاب خودت عملي مي كنم :
1) قهر مي كنم مي رم خونه مامانم اينا و بعد ده روز و بعد از يه عالمه منت كشي برمي گردم خونه.
2) يك گردنبند، دستبند، النگو و يا يك مورد مشابه اينا به انتخاب خودم بايد برام بخري.
3) خودت بگو با ملاقه بزنم يا كفگير؟
4)با همون كبريت و به كمك مقداري مواد آتش زا در دو دقیقه تنبيهت مي كنم.
تبصره: خودت مي دوني من از اين سوسول بازيها خوشم نمي آد پس گزينه اول منتفيه، ديگه هم حوصله زدن با
ملاقه تو سرت رو ندارم، چون همه ملاقه ها و كفگيرام كج و كنجول شدن و ديگه حيفم مي آد وسايل آشپزخون
رو خراب كنم، گزينه آخري هم وجداني خيلي خشونت داره و به علت اين كه بچه مون هفت سالشه و ديدن اين
صحنه ها براي بچه هاي زير 12 سال مناسب نيست اين گزينه رو هم نمي توني انتخاب كني، پس فقط مي مونه گزينه دوم...!!!
- قانون شماره 3: در صورتي كه يقين حاصل كنم سيگار رو ترك كردي، مي توني يكي از موارد زير رو به عنوان جايزه انتخاب كني:
1) به مدت 24 ساعت از شستن ظرف، لباس و... هرگونه انجام كار در خانه معاف باشي.
2) به عنوان تلافي اين چند سال و چند هزار ضربه ملاقه, تو هم يك بار با ملاقه بزني تو سرم.
تبصره: گزينه اول الكيه و نمي توني انتخابش كني، چون مي ترسم بد عادت بشي و تنبل و تن پرور بار بيآي...!!
اگه هم جرأت داري گزينه دوم رو انتخاب كن...!!!
"!!با تشكر، همسر مهربان و دلسوزت"
خبرنگار : خوب بعد چه اتفاقي افتاد؟
بازم همون خانومه: شوهرم بعد يك هفته به اين نتيجه رسيد به نفعشه سيگار رو ترك كنه...
اِ اِ.. آقا شما هم كه بوي سيگار مي دي... شماره خونه تون رو بده يه تماسي با خانومت بگيرم و يه كم راهنمايي اش كنم...!!!
* گفتني است، پس از انجام اين گزارش همكارمان هر روز با سري بانداژ شده در سر كار حاضر مي شود و اين روزها هم كلي چك برگشت خورده دارد، البته در عوض ديگه سيگار كشيدن رو ترك كرده........
٭٭ يك كلمه حرف جدي: جالبه بدونيد طي اين چند دقيقه اي كه شما اين مطلب رو مي خونديد 2 نفر در كشورمون به خاطر مصرف سيگار و عوارضش فوت كردند... چون بنا به گفته معاون سلامت وزارت بهداشت متأسفانه یک و نیم ايراني بر اثر مصرف سيگار و عوارضش فوت مي كند...
چهارشنبه 18 مرداد1385
احساسات عزيزانتان را ناديده نگيريد.
اين جمله، از زيباترين جملههايست كه تا به حال خواندهام.
همة كارهايي كه وظيفة ماست امور مهمي هستند.( شستن
ظرفها، جارو كردن، خريدهاي كوچك و ديگر كارهاي روزانه)،
همه بايد انجام شوند و اگرچه دائمي هستند اما تأخير پذيرند.
اما آنچه كه نبايد هرگز به تأخير بيفتد، احساسات انسانهاست.
احساسات همين حالا و در همين لحظه وجود دارند، پس حالا كه
انكار ناپذيرند اين فرصت بالقوه را از دست ندهيد و مراقب باشيد.
اگر تمام كارهايتان را با عشق و آرامش كامل انجام دهيد،
ناخودآگاه اين عشق را به روابط خود با ديگران نيز منتقل
كردهايد. اما اگر همة مسؤوليت هايتان را تنها بنا به وظيفه انجام
دهيد به تدريج خودتان هم از كساني كه دوستشان داريد فاصله
ميگيريد و بدون اين كه خودتان بدانيد ديگر روابط دوستانهاي
برايتان باقي نمانده است.
اگر شما به عنوان يك فرد تأثير گذار توجه كمي به مسايل
ظاهري نشان دهيد مثلاً اگر ماشينتان مدل بالا نبود، غصه نخوريد
اگر چاي روي فرش سفيد ريخت دنيا را تكان ندهيد و... و تنها با
باور اين موضوع كههمه چيز قابل جايگزيني است با مسايل مادي
روبهرو شويد. اطرافيانتان نيز اين انرژي محبتآميز را دريافت
ميكنند كه همه چيز قابل جايگزيني است ،غير از انسان و اين
روشن كنندة اين موضوع است كهانسان و احساساتش از هر
چيزي با ارزشتر است.سعي كنيد با همة گرفتاري تا آنجا كه
امكان دارد نيازهاي عاطفي افراد خانواده را در اولويت كارهايتان
قراردهيد و به اين طريق ارج نهادن به عواطف انسانها نسل به
نسل در خانوادة شما باقي ميماند چوناثر خوب رفتار شما در
بچهها نيز باقي ميماند. در هر صورت اهميت و توجه به كارها
نبايد موجب غفلت شود. اگر همسر، دوست، فرزند شما
درخواست توجه از جانب شما دارد،بهتر است كاري را كه در دست
داريد رهاكنيد و از احساساتتان پيروي كنيد.
علاقه فرزند شما براي تعريف اتفاقات خندهدارمدرسه،
تمايل همسرتان براي مشورت با شما در مورد مسايل كاري، از
لحظات گرانبها و فرصتهاي طلايي براي شريك شدن بااطرافيان و
گرمتر كردن اين روابط است. اگر ماشين شما نياز به شستشو
دارد، ميتوانيد اين كار را براي بعد بگذاريد، احساسات ماشين
شماجريحهدار نخواهد شد، اما در مورد اين كه احساسات همسر
يا فرزند شما خدشهناپذير است، هيچ تضميني وجود ندارد.
جريحهدار نكردن احساسات افراد خانواده به هر كار ديگري
مقدم است.به محض اين كه حواستان به همه بود، سريعاً به
اين نكته پي خواهيدبرد كه عواطف جريحهدار شده كمتري در
اطرافتان وجود دارد وفقط ماشين نشستهاي روي دستتان مانده
است.اين تغيير بسيار كوچك در رفتار، شگفتيهاي بزرگي در نحوهروابط
شماباافراد نزديكتان ميآفريند.بنابر اینقبل از اين كه سراغ
شستن ماشين برويد در خانه چرخي بزنيد و به دنبال موردي
درخانه بگرديد كه احتياج به توجه بيشتر شما دارد، يعني
نسبت به شستن ماشين مقدم است.از اين پس با در نظر
گرفتن ميزان عشقتان به اطرافيان از زندگي خود لذت بيشتری
ببريد.

(البته شستن ماشین( یا ساعتهای طولانی وقت صرف کردن تو این سیاره!) شاید تنها یه بهانه باشه.....گاهی اوقات افراد در طول روز ، ماه و یا سال خودشون رو سرگرم کارهایی میکنند که از توجه به عزیزانشون باز میمونند............)

ميان من و تو فاصله هاست
گاه مي انديشم ميتواني تو به لبخندي اين فاصله را بر
داریتو توانايي بخشش داری
دستهاي تو توانايي آن دارد
كه مرا زند گاني
بخشدچشمهاي تو بمن آرامش مي بخشد
و تو چون مصرع شعري زيبا
سطر برجسته اي
از دفتر عمر منيدفتر عمر مرا با وجود تو شكوهي ديگر
رونقي ديگر
هستميتواني تو بمن زند گاني بخشي يا بگيري از من ، آنچه را مي بخشي..........
سه شنبه 17 مرداد1385
کوچه باغ احساسم سرشار از عطر حضورتوست...
پدرم روزت مبارک![]()

چهارشنبه 11 مرداد1385
حافظ صبور باش ٬ که در راه عاشقی //آن کس که جان نداد به جانان نمی رسد.....
((بین کسی که عاشق شده است و کسی که تنها شخصی را دوست دارد تفاوتهایی هست,خوندن این نکات بدک نیست...))
1)هنگام دیدن کسی که عاشق او هستید تپش قلب شما زیاد شده و شما هیجان زده خواهید شد,اما هنگامی که کسی را میبینید که او را دوست دارید احساس سرور و خوشحالی میکنید....
3)هنگامی که به کسی که عاشقش هستید نگاه میکنید خجالت میکشید,ولیکن هنگامی
که به کسی که دوستش دارید مینگرید لبخند خواهید زد....
4)وقتی در کنار معشوقه خود هستید نمی توانید هر آنچه در ذهن دارید بیان کنید,اما در مورد کسی که دوستش دارید شما توانایی آنرا دارید.....

(((توجه .............................توجه)))
مطالب بالا اگر چه تا حدود زیادی درست و نتیجه تحقیقات هستند اما باید به خاطر داشت که مطلق نیست و اصولا انسانها واحساسات آنها پیچیده تر از اینگونه تحلیلها هستند.......
حالا که شما این مطالب رو خوندیدن,چه فکری میکنین؟
........................
کسی رو دوست دارین یا عاشقش هستین؟!؟!؟!؟
..................................
خرّم آن روز كزين منزلِ ويران بروم ** راحتِ جان طلبم، وز پيِ جانان بروم
گر چه دانم كه به جايي نبرد راه ، غريب ** من به بويِ سرِ آن زلفِ پريشان بروم
دلم از وحشتِ زندانِ سكندر بگرفت ** رخت بربندم و تا مُلكِ سليمان بروم...
پنجشنبه 5 مرداد1385
تا حالا به نوع بله گفتن خانومها سر سفره عقد دقت کردين؟ بسته به گرايش يا علاقه هر کسي يه جور بله ميگه . مثلا:
عروس عادي : با اجازه بزرگترها بله (اين نوع عروس اصولا مثل بچه آدم بله رو ميگه و قال قضيه رو ميکنه)
عروس لوس: بع..........له... (عروسهاي لوس رو بايد فقط سپرد به داماد و...)
عروس زيادي مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون،...، زن عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، ... ، ... (اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن...!))
عروس خارج رفته: با پرميشن گريت ترهاي فميلي ... اُ يس (اين هم بايد به سرنوشت عروس لوس برسه تا شايد آدم بشه...))
عروس خجالتي: اوهوم
عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين بزغاله (اشاره به داماد) آره....! ( وضعيت داماد کاملا قابل پيش بيني است..)
عروس رشتي: اووو اگر اهالي محل موافقند بنده مخالفتي ندارم
عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود کيميايي، ...، اساتيد برجسته تاتر، استاد رفيعي، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ، شير علي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو، مرحوم مارلين ديتريش، مرحوم مغفور گري گوري پک و ... آري ميپذيرم که به پاي اين اوتلوي خبيث بسوزم چو پروانه بر سر آتش ... ( تو که *** >>اين ستاره ها يه حرف بدي بود که داماد به عروس زده بود ما هم سانسورش کرديم...))
عروس داش مشتي: با اجزه بروبکس مُجلي نيست من که پايه ام
عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين ... اعوذ با... منم شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم .... الي آخر .... ( و در آخر ) ...نعم(دلم به حال داماد مفلوکِ خاک بر سر ميسوزه که احتمالا توي حجله عروس خانوم يه دور براش مفاتيح رو ختم ميکنه)...)
عروس فمنيست: يعني چي؟! چه معني داره همش ما بگيم بله ... چقدر زن بايد تو سري خور باشه چرا همش از ما سؤال ميپرسن ! ... يه بار هم از اين مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسين ... (اصولا اين قوم فمنيست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و يه چيزي ازشون بپرسن ... فقط بايد زد تو سرشون و بهشون گفت همينه که هست ميخواي بخواه نميخواي هم.........)
ببخشید اگه یه نموره بی ادبی شد
..............
سه شنبه 3 مرداد1385
اگر مي داني در اين جهان كسي هست كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند وصداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد ، مهم نيست كه او مال تو باشد ، مهم اين است كه فقط باشد : زندگي كند ، لذّت ببرد و نفس بكشد............

یکشنبه 1 مرداد1385
سلام بهونه قشنگ من برای زندگی/
آره,منم, همون دیونهء همیشگی/
فدای مهربونات/چه میکنی با سرنوشت؟ دلم واست تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت/
حال منو اگه بخوایی ؟ رنگ گلای قالیه!
جای نگاهت بدجوری, تو صحن چشمام خالیه!/
ابرا همه پیش منن/اینجا هوا پر از غمه/از غصه هام هرچی بگم, جون خودت بازم کمه/
دیشب دلم گرفته بود/رفتم کنار پنجره/فریاد زدم یا تو بیا یا منو پیشت برسون/
فدای تو,
نمیدونی بی تو چه دردی کشیدم/حقیقت رو واست بگم, به آخر خط رسیدم/
رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی/
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی/
نمیدونی چقدر دلم تنگ برای دیدنت/برای مهربونیات,نوازشات,بوسیدنت
به خاطرٍت مونده یکی,همیشه چشم به راهتٍ/یه قلب تنها و کبود هلاک یه نگاهتٍ/
من میدونم
من میدونم,همین روزا عشق من از یادت میره/بعدش خبر میدن بیا,که داره دوستت میمیره/
روزات بلنده یا کوتاه؟/دوست شدی اونجا با کسی؟/
بیشتر از این منو نذار تو غصه و دلواپسی/
یه وقت من رو گم نکنی تو دود اون شهرغریب/یه سرزمین غربته با صد تا نیرنگ و فریب/
فددای تو , یه وقت شبا بیخوابی خستت نکنه/غم غریبی عزیزم زرد و شکستت نکنه/
چادر شب لطیفت رو از روت شبا پس نزنی/تنگ بلور آبت رو یه وقت ناغافل نشکنی/
اگه واست زحمتی نیست بر سر عهدمون بمون/
منم تو رو سپردمت دست خدای مهربون/
راستی دیروز بارون اومد/
من و خیالت تر شدیم/
رفتیم تو قلب آسمون/
با ابرا همسفر شدیم/
از وقتی رفتی آسمونمون پرٍ کبوترٍ/زخم دلم خوب نشده/از وقتی رفتی بدتره/غصه نخور , تا تو بیایی حال منم اینجوریه/سرفه های مکررم ,مال هوای دوریه/
گلدون شمعدونیمون هم عجیب واست دلواپسه/مثل یه بچه, که بار اول میره مدرسه/
تو از خودت بگو؟/
بدون من خوش میگذره؟/
دلت میخواد میومدم , یا تنها رفتی بهتره؟/
از وقتی رفتی تو چشام ,فقط شده کاسه خون/همش یه چشمم به درٍ, چشم دیگم به آسمون/
یادت میاد گریه هامو ریختم کنار پنجره/داد کشیدم نامه بده یادت نره/یادت میاد خند ید یو گفتی حالا بذار برم/
تو رفتی و من تا حالا کنار در منتظرم/
امروز دیدم دیگه داری من رو فراموش میکنی/فانوس آرزوهامون رو داری خاموش میکنی/گفتم واست نامه بدم/نگی عجب, !چه بی وفاست/با اینکه من خوب میدونم جواب نامه با خداست/
عکسای نازنینت رو با چند تا گل کنارمه/یه بغض کهنه چند روزه, دایم در انتظارمه/
تنها دلیل زندگی,با یه غمی دوست دارم/داغ دلم تازه میشه اسمت رو وقتی میارم/
وقتی تو نیستی من چه کنم با این دل بهونه گیر؟/
مگه نگفتم چشاتو از چشم من هیچ وقت نگیر/
حرف من رو به دل نگیر/همش مالٍ غریبیه/تو رفتی,من غریب شدم,چه دنیایه عجیبیه/
زودتر بیا/بدون تو اینجا واسم جهنمه/دیوار خونمون پر از, سایهءغصه و غمه/
تحملی که تو دادی,دیگه داره تموم میشه/مگه نگفتی همه جا,مال منی تا همیشه؟/
دلم واست شور میزنه/این دل رو بی خبر نذار/تو رو خدا با خوبیات رو هیچ دلی اثر نذار/
فکر نکنی ازراه دور دارم سفارش میکنم/
به جون تو فقط دارم یه قدری خواهش مکنم/
اگه بخوام برات بگم شاید بشه صد تا کتاب/که هر صفحش قصهء چند تا درد و چند تا عذاب/
میگم شبا ستاره ها تا میتونن دعات کنن/
نورشون رو بدرقهء پاکیٍ خنده هات کنن/
یه شب تو پاییز که غمت سر به سر دل میذاره/
.........همون کسی که بیشتر از همه دوست داره...